هفتمین شمس هدایت حضرت موسی(ع) سلامجان فدای مقدمت با عزت و با احترام
ای که هستی کشتی اسلام و دین را نا خدامژده ی میلاد تو شد نکهت باد صبا
باب حاجاتی و نامت ذکر الله الصمدمهر تو در سینه ی ما تا قیامت تا
آل عبا(ع) که علت ایجاد خلقتندخورشید راه تک تک آحاد امتند
این پنج نور واسطه ی فیض ایزدنداین پنج نور معنی قران احمدند
سرّ خدا نهفته در این پنج نور نابروشن جهان هستی از این پنج آفتاب
این پنج نور شرح کتا
شد محرم کربلایی شد دلمدامنم از اشک غم گردیده یم
کربلا یعنی گریبان های چاککربلا یعنی حسین(ع) روحی فداک
کربلا یعنی که آغشته به خونکشتی اسلام گشته واژگون
کربلا یعنی مرمّل بدّماء(1)کربلا یعنی که مهتوک الخ
رخت غم پوشیده بر تن آسماندیده ی اهل دو عالم خون فشان
علت این غصه ی جانسوز چیست؟این همه اندوه و غم از داغ کیست؟
بر سرم افتاده شور کربلاداغ هفتاد و دو سر از تن جدا
کربلا یعنی که هفتاد دو باردیده ای از
ما که شرمنده ی احسان تو هستیم حسین(ع)شد محرم همه مهمان تو هستیم حسین(ع)
جز در خانه ی تو نیست پناهی ما راتا ابد دست به دامان تو هستیم حسین(ع)
باد می داد تکان زلف پریشانت راما عزادار و پریشان تو هستیم ح
دلبرم در دلبری اعجاز کردمرغ دل تا کربلا پرواز کرد
کربلا یعنی لبان چون کویرکودکان در بند ظلم و غم اسیر
کربلا یعنی نوای الامانناله ی جانسوز و آه کودکان
کربلا یعنی غم و درد و عطشکودکی از تشنگی در حال غش
باغ بهشت جلوه ی گلزار چشم توستروح الامین انیس و گرفتار چشم توست
دادی تمام هستی خود را به راه دوستصد آفرین به شیوه ی ایثار چشم توست
ای افسر سپاه و علمدار کربلامولای تو حسین(ع) علمدار چشم توست
چشمان تو